مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
من و جدا شدن از کـوی تو خـدا نکـند خـدا هـرآنـچـه کـنـد از تـوأم جدا نکـند صفای دل تویی و دل ز هرچه داشت صفا صـفـا نـدارد اگر با غـمـت صـفـا نکند جواب نالۀ دلهای خسته بر لب توست که را صدا کند آن کو تو را صدا نکند؟ هزار مرتبه حـیف از نماز مُرده بر او که زنده مانَد و جان در رهت فـدا نکند رضا مباد خدا از کسی که در همه عمر تو را به قطرۀ اشکی ز خود رضا نکند رهـاییِ هـمه عـالـم بـود به دست کسی که هرچه بر سرش آید تو را رها نکند کسی که خاتم خود را دهد به دشمن خود چگـونه از کـرم خود نگـه به ما نکـنـد گذشت عمر و اجل پر زند به دور سرم بـمـیـرم و نــروم کــربـلا، خـدا نـکـنـد تـو درد دادهای و تو طـبـیب درد مـنـی به جـز تو درد مرا هـیچکـس دوا نکـند |